الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

34

تفسير مجمع البيان (فارسى)

شكست و بر ما سخت شد ، پس بسلمان گفتيم از خندق بالا برو و پيامبر ( ص ) را از اين سنگ خبر بده كه يا ما از سنگ بگذريم كه گذشتن از سنگ نزديك است و يا اينكه ما را برأى و نظر مباركش در بارهء سنگ فرمان دهد چون ما دوست نداريم از خط نقشهء آن حضرت تجاوز كنيم ، پس سلمان از خندق بالا آمده و خدمت پيامبر ( ص ) رسيد در حالى كه برايش قبّه‌اى زده بودند ، پس عرض كرد يا رسول اللَّه سنگ سفيدى گردى از ته خندق بيرون آمده و آهن آلات ما را شكسته و كار بر ما دشوار شده زيرا چيزى در آن اثر نميكند نه زياد و نه كم ، پس نظر مبارك را در بارهء آن بفرما ، پس آن حضرت با سلمان وارد خندق شده و كلنگ بدست گرفته و بر آن سنگ زد كه برقى از آن ظاهر شد كه تمام مدينه را روشن نمود مثل اينكه چراغ پر نورى در شب تاريكى افروخته‌اند ، پس پيامبر تكبير فتح گفت مسلمانها نيز اللَّه اكبر گفتند ، سپس دو مرتبه زد باز برقى ظاهر شد آن گاه ضربت سوم را زدند كه برق ديگرى برخاست . پس سلمان گويد : گفتم پدر و مادرم بفدايت يا رسول اللَّه اين برقهايى كه مىبينيم چيست فرمود : برق اوّل نشانهء فتح يمن است كه خداوند نصيب ما خواهد نمود و امّا دوّم نشانهء فتح شام و مغرب است و امّا برق سوّم علامت فتح مشرق ( و عجم ) است ، پس مسلمانان خوشحال شدند و گفتند الحمد للَّه موعد صادق ، سپاس و شكر مخصوص خداونديست كه وعده دهنده صادق است ، و احزاب ظاهر شدند ، مؤمنين گفتند : " هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ " اينست آنچه كه خدا و پيغمبر ( ص ) بما وعده داد و خدا و پيامبرش راست گفتند و منافقين